جعفر شهرى باف
65
طهران قديم ( فارسى )
زن بود كه براى خارج از منزل او تغييرپذير نميگرديد ، چه اينها بودند كه هر يك قسمتى از بدن زن را از شكل واقعى خارج ميساختند و چادر كه تمامى بدن را مستور مينمود و محتاطترينشان كه براى بيرون از منزل چيزى بقچه مانند هم به پشت ميبستند . البسه زن بر روى بند رختى كه در معرض ديد نامحرم قرار بگيرد نبايد بيفتد و در خانههاى همسايهدارى حتما بايد اين گونه ملبوس در غيبت مردان يا در اطاقها و صندوقخانهها خشك بشوند ، و بجز چادر سياه و چادر نماز پوشش ديگرى از زن نبايد بعاريهء زن ديگر قرار بگيرد كه او جلو مرد و محرم خودش پوشيده قيافه و اندام صاحب لباس از آن به نظر بيگانه ميرسيد . لباس دوخته زن به هيچ شكل و صورت در بازار وجود نداشت كه آن را نامحرم لمس كرده بود ، حتى در خريدن پارچه نام چيزى كه از آن دوخته ميشد به زبان نميرفت كه فروشنده دوختهء آن را در تن زن بتصور ميآورد ، مخصوصا تنكهاى و شلوارى زن كه هر آينه جوان بود نه تنها نبايد ذكرى از آن بميان بياورد بلكه خريد آن را زنان مسن خانواده بايد عهدهدار بشوند و لوازم بزك و امثال آن كه بطريق اولى ، هيچ زن جوان حق نداشت آن را خريده دربارهاش با فروشنده برخورد نمايد و بسا دقايق ديگر كه ميتوان از اين مجمل پى به مفصل آن برد و شناخت كه زن تا چه حد در حرم و حريم و حرمت و استتار بوده بايد از ديد و نظر نامحرم بدور بوده باشد . در اين صورت چگونه زن ميتوانست در جمع مردان آن هم در حالت رقص و پايكوبى ظاهر شود و در جائى كه از گناهان نابخشودنى بشمار آمده هر حاكم شرع ميتوانست بمقتضاى تعصب خويش برايش تا حكم قتل اخذ تصميم بكند ، دستور مصلحت و احتياط آن بود كه كار ترقّص در مجالس عمومى به غير مرد واگذار بشود .